|
|
||
|
بیلان کاری ۸۷ بد نبود ، شروعی و ادامه ای . اصولا برای همه کارها اینطوری است . امسال شاید کمی متفاوت تر و رو به رشد تر . و البته هنوز به قول اقتصادی ها وابسته به اقتصاد دولتی با گامهای لرزان در جهت خصوصی سازی . خط سوم نمونه همین است . حالا تا وقتی رشد کند. فهرست احساسی خیلی فراز و فرود داشت . البته مثل موج سینوسی با طول موج یک . واقعا یک . طبیعی هم بود. اشتباه هم زیاد داشت . ناتوانی هم . و البته چیزهای خوب هم به کرات. و شادیها و لذتها و رویاها . پیش نرفت . به پای ان بالایی نمی گذارم که شاید خیر فی ما وقع باشد. واقعیتش این است که ادم یک چیزهایی را نمی تواند تحمل کند . معمولیش و نه حتی در مقام مقایسه . و این چه دردناک است کسی بخاطر کسی دیگر تاوان بدهد. به قول هومن که نمی دانم چه شد که به او گفتم قربانی کسانش. شرح دوستی هم اوضاعش براه نیست . شاید هم اصلا . پایه هماره من ، وحید ، که رفت . گرچه به استقبال اتفاقهای خوب ولی وضعیت کارنت همین است. اعصاب خردی و ناامیدی و دورماندن از همه اتفاقهایی که می تواند بیفتد بواسطه همان یکی دو جمله سریع و تصمیم به امید خدایی که ناگهان : " بریم فلانجا و بکنیم فلان کار " و می شد . و حالا نمی شود. لیست اوضاع شخصی ، اندکی بهتر . بهترین انتخابها برای مواردی که انتخاب در آن نیست . و بد هم نیست. نه به مقایسه و آن بدترهایی که می توانست باشد که حتی بخودی خود خوب . راضیم به رضای خودم ! . کمی معقول تر بنا دارم ریشه های درخت تصمیمم را آب دهم . گرچه نمی دانم کدام بشر عاقلی تا حالا توانسته به درخت تصمیم آب دهد و اصولا چنین اصطلاحی را شنیده یا نه . گزارش خانوادگی اوضاعش اصلا خوب نیست . مانند این چند سال همواره نمره ردی گرفته ام . حتی همت به تجدید رساندن و تک ماده هم نداشته ام . اللهم وفقنی به . راپورت خان ! گرچه ذاتش توام با رجا است اوضاعش خوب نیست . همه اش از همان داستان نکبتی می آید و همان نکبتی که نریمان هم با آن ید طولایش ، به آن تصریح می کرد . و ندانستم و نتوانستم و همچنان تاوان می دهم و این تازه کمترین مجازاتهاست. این گونه که نبود . اشاره ای و خواهشی کافی بود برای انجام همه چیز . و حالا ریگستانی . به امید میلی که نشانه ای از آبادی باشد. و مرقومه که رسما تعطیل است . و این بار هم دیگر حتی یک مخاطب خاص ندارد. برای خودم نوشتم . و می دانم که هرکسی این را به آخر برساند حداقل ناسزایی نثار این نوشته نامفهوم خواهد کرد. ولی چه کنم که فعلا انگیزه و امید و وقت و همتی نیست . به امیدی که باز یابم آنها را. و دفتر ۸۷ که بسته می شود.
|
||
|
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| زندگی |
|
|
| آرشیو موضوعی |
|
شعر مقاله روزانه عکس |
| پیوندها |
|
بهلول پشت هیچستان عاصف ادیب عابس مکی سمپاد میراث فرهنگی کتابخانه ملی ایران کتابخانه دانشگاه ویرجینیا ساینس دایرکت(دانلود مقاله) |