|
|
||
|
یکی از این جملات معمول تک نگاریها است که می گوید : یک عمر در پی خوشبختی لحظات را گذراندیم ، غافل از اینکه خوشبختی همان لحظاتی بودند که می گذرانیم... کار به این جمله و احسنت و آفرین بعد از شنیدن و فراموش کردن دقایقی بعد آن ندارم. یک بار دیگر این جمله برای من تداعی پپدا کرد. با چند اتفاق : 1- با سهیل متولی صحبت کردم. بعد از سالها . یک دفعه ای دلم برایش تنگ شد. سهیل متولی یعنی همه آن اتفاقات عجیب و غریب و آن همه خاطره تلخ و شیرین سالهای سوم و چهارم دبیرستان و بعدش آخر هفته های 112 فیض. 2- امسال هم یازده فروردین. و خوب . مثل همیشه که دوستانت را می بینی . و دلت تنگ می شود برای دوستانی که نمی بینی . جای خیلی ها خالی بود . خیلی ها 3- عکسهای فرشاد را دیدم در فیس بوک . یاد دوستان صمیمی و یکدل افتادم که دسترسی به آنها دیگر مشکل شده و بعضا هم ناممکن. پی نوشت : هدف عمده این نوشته بیشتر از خود نوشته این بود که حرف وحید ثابت نشود ! |
||
|
|
|
||
|
آجیل فروشی وحدت
پی نوشت : جناب وحید خان ! هر که نداند من و تو می دانیم که چه بر سر معلمهایمان آوردیم. بقول آقای فروغی هر نکته که گفتند همان نکته شنیدند.
|
||
|
|
|
||
|
برای وحید - که هر چه می کنم جایش با هیچ چیز دیگر پر نمی شود -
|
||
|
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| زندگی |
|
|
| آرشیو موضوعی |
|
شعر مقاله روزانه عکس |
| پیوندها |
|
بهلول پشت هیچستان عاصف ادیب عابس مکی سمپاد میراث فرهنگی کتابخانه ملی ایران کتابخانه دانشگاه ویرجینیا ساینس دایرکت(دانلود مقاله) |