|
|
||
|
می گویند اگر در بیش از 13 شرکت بورس سرمایه گذاری شود خطر شکست از بین می رود. تقصیر خودم است که همه تخم مرغها را در سبد وحید گذاشتم . که حالا مجبور نشوم برای یک سفر گردشی کوتاه اصفهان هم تنهایی بروم و تنهایی بچرخم و تنهایی برگردم. |
||
|
|
|
||
|
می شود آدم کار و نظرش برای خودش جدی باشد ، عضو شورای سیاست گذاری کروبی باشد ، به میر حسین رای بدهد و به هیچ کدام اعتقادی نداشته باشد ؟ یک جواب پیشنهادی : می شود . کارو اعتقاد آدم که همیشه ( همیشه که نه ، ولی معمولا) برای خودش جدی است. برنامه ریزی استراتژیک و تعیین سیاستهای راهبردی یک نمونه موردی خوب برای مباحث مدیریت پروژه است ، کافی است اثری از وجنات و سکنات احمدی نژاد در ذینفعان این پروژه نباشد تا هر چه باشد لااقل دارای حداقل دلپذیری باشد ، رای به موسوی در این نمایش ، در کنار تمایلات شخصی ، تا اندازه ای پیروی از تفکر حزبی است ، و در کل هم که فکر می کنی : خانه از پای بست ویران است ، عمیقا امیدی به صلاح نیست ، گرچه راه اصلاح همیشه باز بوده است. |
||
|
|
|
||
|
پرند شوشتری ، ز گل نازک تری ، ندیده بودم حالا دیدم ! پی نوشت : تذکر درست و بجایی است. مسامحه و کم دقتی کرده ام. |
||
|
|
|
||
|
آخرین تیترهای انتخاباتی خبرگزاری ها این جمله از میرحسین موسوی بود که احتمالا پیروز نخواهم شد. اینکه اصل گفته در مصاحبه با اشپیگل چه باشد و بعد به قول فلان و فلان بن فلان چه شده باشد جای بحث دیگری است ولی اگر فرض را بر صحت چنین وضعیتی بگذاریم این تلاش و عقبه انتخاباتی اش می شود یک رودربایستی که انجام می پذیرد نه به دلیل نتیجه که به حکم خودش. همانند خانم ابتکار که می خواهد ( یا می خواست ) که سقف شیشه ای رجل را بشکند. البته می دانم و قبول دارم که همه کنشها معطوف به نتیجه نیست ولی برخی از فعالیتها ذاتا نتیجه محورند. مثل همین انتخابات. شعارها یا رفتارهای بسیار عالی هم اگر پیروز نشود هیچ فایده ای ندارد. چون تفکری دیگر حاکم می شود و می شود هر آنچیزی که نباید بشود. مخصوصا با این حافظه تاریخی ملت ایران که از حافظه من و وحید هم بدتر است. این روزها درگیر یک رودربایستی ام . یک جایی آدم باید بگوید هذا فراق بینی و بینک. نمی شود که چند کار را با هم انجام داد . باید هندوانه ها را یکی یکی بر زمین بگذاری وگرنه هندوانه ها یکی یکی از دستت می افتند و بر زمین می خورند. |
||
|
|
|
||
|
احترام و ارادت خدمت جناب آقای شیخ سعدی سبب می شود که علیرغم همه رخوت ها و کم همتی ها و تنبلی ها ، یک پست همچنان تقلبی بنویسم. بهر حال همینش هم غنیمت است : بازت ندانم از سر پیمان ما که برد باز از نگین عهد تو نقش وفا که برد چندین وفا که کرد چو من در هوای تو وانگه ز دست هجر تو چندین جفا که برد بگریست چشم ابر بر احوال زار دل جز آه من به گوش وی این ماجرا که برد گفتم لب ترا که دل من تو برده ای گفتا کدام دل چه نشان کی کجا که برد ؟ جز چشم تو که فتنه غماز عالم است صد شیخ و زاهد از سر راه خدا که برد ؟ سعدی نه مرد بازی شطرنج عشق توست دستی به کام دل ز سپهر دغا که برد اردیبهشت ماه خوبی است . دوستش داشته ام همیشه . |
||
|
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| زندگی |
|
|
| آرشیو موضوعی |
|
شعر مقاله روزانه عکس |
| پیوندها |
|
بهلول پشت هیچستان عاصف ادیب عابس مکی سمپاد میراث فرهنگی کتابخانه ملی ایران کتابخانه دانشگاه ویرجینیا ساینس دایرکت(دانلود مقاله) |